کل نماهای صفحه

۱۳۸۹ مهر ۲۲, پنجشنبه

نشاط دهر به زخم ندامت آغشته است



نشاط دهر به زخم ندامت آغشته است
شراب خوردن ما شیشه خوردن است اینجا

پرده‌ی شرم است مانع در میان ما و دوست
شمع را فانوس از پروانه می‌سازد جدا

از دل خونگرم ما پیکان کشیدن مشکل است
چون توان کردن دو یکدل را ز یکدیگر جدا؟

می‌کند روز سیه بیگانه یاران را ز هم
خضر در ظلمات می‌گردد ز اسکندر جدا

می‌شوند از سردمهری، دوستان از هم جدا
برگ‌ها را می‌کند فصل خزان از هم جدا

تا ترا از دور دیدم، رفت عقل و هوش من
می‌شود نزدیک منزل کاروان از هم جدا

از متاع عاریت بر خود دکانی چیده‌ام
وام خود خواهد ز من هر دم طلبکاری جدا

چون گنهکاری که هر ساعت ازو عضوی برند
چرخ سنگین‌دل ز من هر دم کند یاری جدا

.....
....
...
..
.

صائب تبریزی


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر